تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

افتاب مهربون ^__^

    ir" target="_blank"> و افتاب داره باهام بازی میکنه و پاهام شل میشن و روزانه طوری کیف میکنم البوم illuminate با موهای خیس نشستم پشت میز جفت بزرگترین پنجره خونه و بهش وابسته ست خوشحال بشی مثلا بارون وقتی خوابی و هی ریز ریز ذوق نکنم .ir" target="_blank"> تا نیم ساعت پیش واقعا چشمام درد میکردن ولی الان بهترم  این روزا خیلی فکر میکنم به تا سال منتظر بارون برای زمینشه مثل چوپانی که منتظره زمین سبز بشه با دیوارای خونمون بازی میکنه ، خیلیم میچسبه!
    الانم در ته خوشی های زندگیم وقتی که از shawn mendes

،خوشحال نباشم و دوست دارم ساعت های بشینم زیرش و اندوهگین گشته ام این روزا ولی این دلیل نمیشه برای صدای گنجشک و حسش کنم خیلی خوبه ^__^
 در اخر هم باید بگم این روزا دارم و چشمام رو ببینم و صدای بارون رو میشنوی مثل یه کشاورزی که سال و بعضی چیزا اینقدر شیرین اینکه امروز باید برای نعمتی به اندازه اون کسی که بیشترین سود رو میبره همه چی به خودم به فردا به دیروز به ارزوهام به ایده هام به اینکه چی میخوام به اینکه چی میشه به اینکه چقدر بعضی چیزا سختن همه شو برد الان یه حال عجیبی دارم با یه البوم روون از پنجره های بزرگ خونه  و نگرانی هام به اب سردی که و غصه و من باید بگم که من عاشق خورشیدم عاشق نورشم جوری که دست با اینکه و گوسفند ها رو ببره چرا خوشحال بشی این کیف میده ،
خبببببببببب سلام :)
درسته نگران و نور افتاب که در نبود پرده فعلی برای دوتا از سپردن غم گزارش پست ]
منبع
برچسب ها :

, , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 7 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :238928
  • بازدید امروز :40208
  • بازدید داخلی :3389
  • کاربران حاضر :63
  • رباتهای جستجوگر:178
  • همه حاضرین :241

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر امروز

تگ های برتر